اما در کنار این تقدیرها قشری از زنان نیز وجود دارند که معمولا سهمی از این دیدارها و پیامها ندارند زنانی که کارشان از جنس میدان و روایت و حضور در لحظههای دشوار است. زنانی که نامشان خبرنگار است و نقششان فراتر از یک عنوان اداری است.
سال هاست بانوان رسانه ایلام را میبینم که در سختترین شرایط روایتگر دغدغههای مردم بودهاند. آنها نه میز ثابت وساعت کاری مشخص و تعطیلی معناداری در تقویم ندارند. زنانی که صبح در جلسهای شهری حاضر میشوند ظهر در نقطهای دورافتاده گزارش میگیرند عصر پای لپتاپخبر مینویسند و تحلیل میکنند.
بانوان رسانه استان در ایام بحرانی مانند جنگ دوازدهروزه اخیر این بانوان یکی از ستونهای ثابت نیروهای میدانی بودند. همچنین بانوان رسانه استان در ایام اربعین سال هااست پیش از بسیاری از مجموعهها در مرز حضور دارند و روایت و ثبت و اطلاع رسانی میکنند .با این حال با وجود حجم بالای تلاش گاهی حتی یک پیام ساده از سوی برخی مسئولان نصیبشان نمیشود.
نکته مهم این است که این یادداشت به هیچوجه مقایسه با دیگر بانوان شاغل نیست آن بانوان نیز جایگاه و مسئولیت مشخص خود را دارند و شایسته احترام هستند مسئله اصلی فراموش شدن زنان رسانه است و این نادیده گرفته شدن یکی از مشکلات مشترک بسیاری از خبرنگاران زن در استان محسوب میشود. آنها همواره صدای دیگران هستند اما هنگامی که نوبت به خودشان میرسد تنها سکوت نصیبشان میشود.
جان کلام اینکه روز زن باید فرصتی باشد برای شنیدن صدای تمام زنان به ویژه زنانی که همیشه در صحنه هستند و هیچگاه دیده نمیشوند. خبرنگاران زن ایلام سالهاست بدون حاشیه بدون توقع و بدون پشتوانههای حمایتی در خط مقدم فرهنگی استان حضور دارند.
ای کاش امسال در میان همه پیامها و تبریکهاجایی هم برای قدردانی از این زنان بیادعا وجود داشته باشد زنانی که برای همه مینویسند… اما کسی برای آنها نمینویسد.














