.
واقعیت این است که در نبرد با آمریکا و رژیم صهیونیستی برخلاف آنچه در روایتهای فرامرزی القا میشود این مادران و همسران بودند که بار اصلی تابآوری جامعه را به دوش کشیدند. آنها پس از شهادت عزیزانشان به جای خانهنشینی به راویان اصلی ایستادگی تبدیل شدند و در خیابانها پای بازسازی و کمکرسانی ایستادند. در جبهه اقتصاد هم وقتی بحرانها و قطع اینترنت معیشت مردم را هدف گرفت همین زنان کارآفرین بودند که با تدبیرچراغ کسبوکارها را روشن نگه داشتند و اجازه ندادند چرخ زندگی مردم از حرکت بایستد. آنها حتی در فضای مجازی هم معادله را عوض کردند.با تولید محتوا و استفاده از ابزارهای نوین اجازه ندادند روایتِ تحریفشدهی رسانههای بیگانه پیروز شود.
اگر دقیقتر نگاه کنیم بعد از تقسیم نقشها میان میدان و جامعه حضور زنان در خیابان و بخشهای پشتیبانی خیرهکننده بود. از مدیریت تدارکات و توزیع اقلام ضروری گرفته تا آموزش کودکان و مددکاری روانی در شرایط بحرانی، همگی توسط زنانی مدیریت شد که غولهای رسانهای غرب از دیدنشان واهمه دارند. این رسانهها که برای زنان در سایر جنگهای دنیا قهرمانسازی میکنند وقتی به ایران میرسند سکوت میکنندچون میدانند این قدرتِ نرم همان چیزی است که اجازه نداده جامعه ایران از هم بپاشد.
در نهایت باید گفت که وقت آن رسیده که ما در برابر استانداردهای دوگانه رسانههای خارجی خودمان راوی این قدرت باشیم. به جای تکرار روایتهای قربانیمحور باید قدرتآفرینی زن ایرانی را به گوش دنیا برسانیم. برجسته کردن این حضور نه تنها باعث بالا رفتن روحیه و ایستادگی ملی میشود بلکه آن تصویر ساختگی که میخواهد زن ایرانی را ناتوان و گوشهنشین نشان دهد،برای همیشه در هم میشکند. زن ایرانی امروز معمار اصلی ایستادگی در جبههای است که رسانههای بینالمللی جرأت نشان دادن آن را ندارند.















