.
به عنوان کسی که روزانه درگیر جریان خبر واقعیتهاست وقتی به این فضا نگاه میکنم میبینم که گاهی خودشایعه هدف نیست. گاهی شایعه تنها طعمهای است در دستان دشمن تا ببیند کجای این ماجراست و چه کسی واقعیت را میداند.
در دوران عادی شایعهسازی اغلب ریشه در اشتباهات رسانهای یا ناآگاهی دارد. اما در شرایط جنگی داستان کاملا متفاوت است. وقتی دشمن با حمله نظامی و اقتصادی به مرزها نزدیک میشود میدان نبرد به لایههای دیگرهمچون میدان ذهنها، افکار عمومی و اعتماد اجتماعی گسترش مییابد
در این شرایط برخی شایعهها نه از روی بیسوادی بلکه با قصد و نیت خاصی پخش میشوند. یک خبر ساختگی که در فضای مجازی پخش میشود میتواند برای دشمن چند هدف استراتژیک داشته باشد:
۱- سنجش میزان واکنش مردم: اگر مردم سریعا به یک شایعه واکنش نشان دهند دشمن میداند که فضای عمومی برای حملات بزرگتر آماده است.
۲-کشف منابع آگاه با پخش اخبار متناقض، دشمن سعی میکند ببیند چه کسانی اطلاعات واقعی دارند و چه کسانی گمراه میشوند.
۳- تست مسیرهای نفوذ مهمتر از همه دشمن میخواهد ببیند از چه راههایی میتواند به لایههای عمیقتر جامعه نفوذ کند.
این بازی یک بازی هوشمندانه است. دشمن میداند که اگر بتواند حتی برای چند ثانیه اعتماد مردم را به واقعیتها خدشهدار کند آن لحظه کافی است برای نفوذ به لایههای عمیقتر.وارد شود.
ما به عنوان رسانه به عنوان مردم و به عنوان شهروند مسئولیتی بزرگ داریم. مسئولیت ما این است که اجازه ندهیم حقیقت در میان این همه شایعه گم شود. ما باید هوشیارتر، محتاطتر و مسئولتر باشیم. چون هر اشتباه کوچکمیتواند به دشمن کمک کند تا به هدف اصلیاش برسد.
در پایان باید گفت که در این برهه از زمان حواس همه باید بسیار جمع باشد. شایعهها در شرایط جنگی فقط اخبار دروغ نیستندآنها بخشی از یک جنگ روانی هستند که هدفش تضعیف اعتماد و ایجاد شک است.
سختی کار با مردم و رسانهها در این شرایط آن است که باید در عین آگاهی هوشیارتر از همیشه عمل کنیم. ما باید نگهبان حقیقت باشیم و اجازه ندهیم در این میدان نبرد شناختی حتی یک گام به عقب برداریم.
به یاد داشته باشید: در این جنگ حقیقت تنها اسلحهای است که نباید آن را زمین بگذاریم..















