امروز سومین سفر شهرستانی استاندار به سرزمین ایل غیور کلهر در استان ایلام با حاشیه ها و نکات مثبت و منفی زیادی همراه بود ...
در عجایب این شهر چند پاراگراف با شما مخاطبان عزیز سخن دارم ، ابتدا اینکه شهر ما الان به دست کسی اداره میشه که در عمل طبق قانون و گفته اکثریت شورا صلاحیت شهردار بودن ندارد و از نگاه ایشان عزل است ، تخلفات عدیده موجود را آوندی با نیسان بار باید تا اصفهان با خود ببرد ...
سه عضو شورای شهر خود را در برابر افکار عمومی قرار داده و از تخلفات محرز شهردار ایلام به خاطر منافعی موهوم چشم پوشی می کنند ، دولت با شعار انقلابی وضعیت شهر را می بیند و سکوت می کند ، فرماندار انقلابی با وجود ارسال دعوت نامه رسمی در جلسه حضور پیدا نمی کند، اطرافیان منتسب به یکی از ارکان قدرت در استان علنی از شهردار متخلف دفاع می کنند و ۴ عضو شورا تخلفات شهردار را تایید میکنند و در نهایت شهر و شهروندان هستند که این وسط تاوان جنگ قدرت را داده و ایلام روز به روز پسرفت میکند...
نفت و گاز شاید بزرگترین ثروت استان باشد اما هیچگاه نمی توان از آن به عنوان استعداد اصلی توسعه استان نام برد ، استعداد اصلی توسعه استان ایلام بخش کشاورزی و دامپروری می باشد ... با روی کار آمدن دولت سیزدهم و انتصاب عموزاده به عنوان مدیرکل سازمان جهاد کشاورزی این بخش عملا به خواب طولانی مدت زمستانی فرو رفته و در رکود کامل به سر می برد ...
ایران تا بوده در طول تاریخ از اتفاقات و وقایع رخ داده زخم های ناسور برداشته و تاثیر بسیاری از اتفاقات و زخم ها تا همیشه تاریخ بر پیکره جامعه باقی خواهد ماند
تداوم سیاست فیلتر کردن شبکههای اجتماعی و طرح جدید مجلس-با عنوان پیگیری حقوقی و قضایی اخبار کذب در فضای مجازی- که میتواند باعث تحدید و تهدید رسانهها و فعالان فضای مجازی شود، این سوال را در افکار عمومی ایجاد میکند که راستی، دلیل اصرار مسئولان برای اعمال این محدودیتها چیست و در واقع چه چیز مهمی قرار است در سایهی این محدودیتها پنهان بماند؟!
در روزهای گذشته اطلاعاتی در مورد یک پرونده ارتشا در شورای شهر ایلام و شهرداری به دست ما رسید که در نوع خود یک طنز تلخ بود (اسناد نزد ما محفوظ است)
از ۴۸ ساعت قبل رسانه های خارجی و شبکه های اجتماعی اخباری را مبنی بر صدور کیفرخواست و اتهام محاربه برای سونیا شریفی دختر ۱۷ ساله آبدانانی منتشر کرده و روی آن مانور می دهند...
این اوضاع شلم شوربای مملکت که داغ های گران به دل همگان گذاشته است نتیجه ترک فعل هایی است که مدیران و مسئولین در سالهای گذشته انجام داده اند ، نتیجه نادیده گرفتن خواست عمومی در دریافت خدمت صادقانه و بی منت است ، نتیجه سوء مدیریت ها و ضعف عملکردهایی است که کشوری را معطل و خسران دیده خود کرده است ...
محمدرضا شاه پهلوی خود را در هیبت ژاندارم منطقه معرفی کرده و با افزایش قیمت نفت و گاز قدرتهای غربی را به چالش کشیده و در مقابل خود قرار می دهد ، شاه مسخ قدرت شده و از توجه به داخل کشور و ملت ایران غافل می ماند ، تصور میکند با افزایش شدت سرکوب مخالفان می تواند زمامداری خود را تداوم بخشد ، شاه در اوج قدرت و غرور صدای ملت ایران و خواسته های آنها را نمی شنود و فقط شدت سرکوب را افزایش می دهد .